Saturday, November 27, 2010

دوستت دارم،پسر

دوس داشتم مث این پسر طبقه هشتمیه امیدوار بودم.فلج شده بود!امیدوار بود
دوس داشتم کلی دوس داشتم که با همشون خوب بودم،وقتی میمردم میومدن واسم زار میزدن،مث این پسر طبقه هشتمیه
دوس داشتم یه پسر بودم که وختی میمردم،همه میگفتن لعنتی چش بود؟
دوس داشتم یه پسر بودم که یه دختر بعد مردنم وایمیساد جلو حجلم زور میزد گریش در نیاد
دوس داشتم یه پسر بودم که یه دختر دو طبقه پایین تر دوسم میداشت ولی بهم هیچ وخ نمیگف و وختی میمردم بارها میگف دوستم داره و شب اول قبرم به همه میگف واسم نماز شب اول بخونن

ما

خاطرات وروابط ما و حتی خودمون مثل همین ساندویچ یخ زده ی فلافلی میمونه که ناخونام فرو رفتن تو نون باگتش

Wednesday, November 24, 2010

my wishes

wish i was normal
wish my thoughts was normal
wish i loved u more than now
wish i didn't cry when u were lookin' at me
wish u knew how am i
wish now i wasn't crying
wish i was not jealous
wish i was not in love with my fuckin' melancholia!
i just wanna shout!distroy!i don't know!i wanna leave this awful life which i hate!i can't.i'm soaked with my tears...!i don't know what happened to me.i don't want to be like this.but i AM right now!i'm tired of being sorry.i'm tired of annoying u...!i hate myself!

Monday, November 22, 2010

فیلم و سالاد

پیشنهاد میکنم فیلم ببینین.خصوصاً paranormal activity 1 رو.و همچنین سالاد بخورین.سالاد بدون چاشنی ترش و با روغن زیتون بی بو.یه کم بد مزس،ولی افسردگی رو کم میکنه.طوری که وادارتون میکنه وسط اتاق ورجه ورجه کنین یا به عبارتی برقصین.(اگه اسمشو رقصیدن بشه گذاش!)من امروز روز افتضاحی داشتم و هپی ام...

Tuesday, November 16, 2010

go to hell

سویشرت مشکیتو میپوشی.یه سویشرت نازکه و تنگ.روش یه تاپ تیره میپوشی.تو همیشه همینطوری تیپ میزنی.اجق وجق.بیریخت.ولی خیلی دوس داری همین تیپو.جین خاکستری لوله تفنگیتو به زور میکنی پات-تازگیا چاق شدی یه کم.کیف بزرگیرو برمیداری و میری سمت دراورت.کشوهارو میکشی بیرون.با کله میری تو لباسات دنبال اون بلیزی میگردی که طرحای عجیب غریب داشتو مارک طلاییش بعد چندبار شستن شد نقره ای.تو طبیعتاً یه جوری هستی که نباید هیچ رنگ روحداری تو زندگیت باشه.زندگیت با کم و زیاد کردن رنگ مشکی از سفید درست شده.کلاً همینی.چندتا لباس برمیداری.تو کشوهای دیگت کرمای شب و روز ضد آفتابتو بر میداری.ولی از هیچ کدوم استفاده نمیکنی.بس که خودخواهی!فکر میکنی به اینجور چیزا نیازی نداری.خنگی.خنگ!
فکر میکنی موهاتو بالا بزنی یا کج.بالا؟بالا.
مانتوطوسیتو میپوشی،میخوای بری  بیرون،حس میکنی یه چیزی کمه.جوراب!مثل همیشه یادت رفته بود!
جورابو که پوشیدی،کیف گندت و پوشه کتاباتو برمیداری.بلیطت رو رو اپن جا میذاری،ولی میری بیرون از خونه.
-------------------------------------------------------------------------------
فردا شب خودم میرم مسافرت.خودم تنها.

p***s brain

مغزم پوسیده.مغزم پر سوراخه.اصلاً مغزم ذوب شده و هر موقع سرمو تکون میدم صدای یه بطری آب نصفه میده...
سرم درد میکنه.

Monday, November 15, 2010